بایگانی‌های ماهانه: اکتبر 2012

ريشه‌يابي نوفرويدي

«رابطه و سكس» مثل «چاي و قند» هستند:
چاي را نمي‌شود بدون قند خورد،
اما لزوما به خاطر قند نيست كه چاي مي‌خوريم!

ته‌لول:
يك زماني براي يك نفر نوشته بودم: «آن‌هايي كه در يك رابطه فقط به دنبال سكس هستند،
احتمالا همان كساني بوده‌اند‌ كه در كودكي‌شان «چاي» را به خاطر «قند» مي‌خوردند!»

Advertisements

رئال vs مصلحت

گفتند «سياه‌نمايي» بود؛
تكليف چيست وقتي كه واقعيت سياه است!

به پوشک مصرف شده‌ی پسر نداشته‌ام

او نظر آدم‌هايی كه نظر ديگران برايشان مهم نيست را مهم نمی‌داند!

دیالوگ‌ فیلسوفان خارج

اولی:[يك سيلی به دوم می‌زند] «درد داشت؟ حالا اين درد رو نشونم بده! خدا رو هم نميشه ديد، پس نميشه ردش كرد!»
دومی:[يك سيلی محكم‌تر به اولی می‌زند] «درد داشت؟ اين درد رو من آفريدم، پس كی خدا رو آفريد؟»
اولی: «احمق،‌ با يه مثال كه نميشه يه قضيه‌ی ديگه كه ربطی به اون نداره رو ثابت كرد!»

سقوط به وسط جوب

جنگ ميان سنت و مدرنيته گاهي به يك كمدي ختم مي‌شود؛
آنجا كه همبستر غيرشرعي‌ات، شراب را حرام بداند!

توجيه تنهايي

درخشان كه باشي، حتي اگر خورشيد هم باشي، چه فايده؟!
مردم اين زمانه، ستاره‌اي كم‌نور و گم را برمي‌گزينند
تا مبادا كسي به تنها داشته‌شان نظر بدوزد!

درباره‌ي كاندوم

وقتي متولد شدم حكم همان توپي را داشتم
كه هيچ‌كس از گل شدنش خوشحال نيست…
توپي كه قرار بود پاسخ بازي جوانمردانه باشد!

انتقاد برد برد

مرا نقد كنيد، ناراحت نمي‌شوم؛
اين روزها فقط چك‌هاي درشت را نقد مي‌كنند!

زن‌ها درك مي‌كنند

خيلي زن خانه‌داري كه باشي، حتي اگر كوكب خانم باشي
باز هم در جواب دادن به يك سوال لنگ مي‌زني:
«امشب شام چي درست كنم؟!»

وقتي از كسي كام مي‌گيري

اگر يك سيگار روشن را خم كنيم نخواهد شكست؛
مصداق آن آدم‌هايي كه بهشان بي‌احترامي مي‌كنيم
اما هرگز از ته دل ناراحت نمي‌شوند
چون شعله‌ورند از بوسه‌هاي ما…